نوروز باستاني و روز اهورايي
اي آتش اهورايي نوروز بي آسمان تو زيبا نيست و راه رفتن ابرها به راه رفتن مردگاني ميماند كه از خواب طولاني برخواسته اند بي تو هيچ جنگلي به فكر سبز شدن و باليدن نمي افتد و هيچ پرنده اي بالهايش را براي پرواز آرايش نميكند بي تو زمين يك توپ سرگردان است بي تو پنجره ها خالي از منظره اند و سينه ها خالي از شور و شوق.

نوروز يك اتفاق كهن و يك جشن ديرين و ملي ايران است اگر چه آمدنش تكراريست ولي ذوق و احساس اين تكرار را دوست دارند زيرا كمال در آن است مگر طبيعت از تكرار نيست نوروز داستان دل انگيز است كه در آن احساس ، طبيعت و جامعه متحولند . عالي ترين و در عين حال كاملترين جشن ايرانيان و جهان است و روز شادماني زمين و آسمان و شوق روييدن ها و شور زدن ها و سرشار از هستي و آغاز .
نوروز با فريادهاي شادي با نغمه سرايي بلبلكان و قمريكان ما را از غرق شدن در تمدن مصنوعي و زندگي پيچيده صنعتي و ماشيني و فراموش شده ارزشهاي انساني و محبت هاي دروني و عاطفي خود ، مارا بيدار ميكند و اشك شوق بر چهره مان جاري ميكند و بر خلاف سنتها كه فرسوده و گاه بيهوده ميشوند در ما تجديد خاطره ميكند و حيات دوباره ميبخشد نوروز ميتواند جامعه فرو رفته در گرداب تمدن ساخته دست بشر را در برابر گذر تند بي رحم زمان كه همچون رودخانه خروشان به جلو ميرود بيدار كند و از زوال و پوچي به خود آورد . عيدتان مبارك
ابتدا کبک و انواع آن را معرفی می کنیم:
لغت نامه ی دهخدا در مورد کبک چنین مینویسد :
کبک . مرغی است معروف پرنده ای است مشهور و معروف و آن دو قسم می باشد دری و غیر دری هر دو به یک شکل و شمایل لیکن دری بزرگتر و غیر دری کوچکتر است . این پرنده بیشتر در کوهسارها زیست کند. قبج ، معرب کبگ .).. پرنده ای از دسته ٔ ماکیانها است که به جهت استفاده از گوشت وی آن را شکار کنند. پرنده ٔ معروف است و اعراب گوشت او رااز جمله طعامهای بسیار لذیذ شمارند و چون خواهند این مرغ را بگیرند از هر طرف او را بپرانند تا وقتی ازپرواز باز ماند و خسته شود خود را در برف پنهان کند تا با دست بگیرند.
اما انواع کبک :
کبک دری سلطان همه کبک ها :
نام انگلیسی : Caspian Snowcock
نر 58 سانتیمتر ، ماده 55 سانتی متر . کبک بسیار بزرگیست که در کوهستانهای مرتفع زندگی می کند و حتی در زمستان به ندرت تا حد رویش درخت پایین می آید . پروبالش بطور کلی خاکستری ، با خطوط موجدار و رگههای قهوهای وسفید فراوان است که در سطح شکمی کمرنگتر و در پهلوها رگههای مشخصتر دارد . دوسوم طول شاهپرهای نخستین و ثانوی بال از سمت قاعده سفید رنگ است که هنگام پرواز در زیر بال به صورت نوار پهن و مشخصی دیده می شود . طرح خاص صورتش که شامل نوار چشمی و گلوی سفید ، تارک خاکستری و خط خاکستری پررنگ کنار گردن است از فاصله نزدیک قابل تشخیص می باشد . تفاوت پرنده ماده با نر در این است که در پرنده ماده تضاد نقش و نگار صورت کمتر است و در پاه ها سیخک ندارد . پرنده ای است بی نهایت محتاط و اغلب پس از احساس خطر مسافت زیادی پرواز می کند . به اندازه سایر ماکیانها اجتماعی نیست ، و معمولا جفتجفت دیده می شود .
پرتگاههای پرشیب ، کوهسارهای صخرهای و قلل مرتفع با گیاهان کم و پراکنده . به ندرت در ارتفاع کمتر از 3500 متر دیده می شود . روی زمین و در بین سنگها و یا غالبا در لبه صخرههای مرتفع آشیانه می سازد
کبک دری از پرندگان بومی ایران است ، در گذشته این پرنده بسیار زیبای ایرانی نسبتا فراوان بوده و اما در حال حاضر این پرنده از گونههایی است که در معرض خطر انقراض نسل قرار دارد .در قدیم در قره داغ به وفور یافت می شد اما حال فقط در ارتفاعات بلند کوههای قوشا داغ ، هشتسر و .......... یافت میشود.
کبک چیل :
۳۰سانتیمتر ؛ این پرنده مانند همه کبکها ماکیان شکل و دارای بدنی نسبتا گرد و فربه است ، بالهای کوتاه و گرد و دم کوتاه خرمائی رنگ دارد ، به وسیله صورت بلوطی مایل به نارنجی کمرنگ و گردن وسینه خاکستری مشخص می شود . پرنده نر علامتی نعلی شکل به رنگ بلوطی سیر در پایین سینه دارد ، ( در پرنده ماده نیز اثری از این علامت به چشم می خورد ، در حالی که سینه پرنده نابالغ ، رگهرگهدار است ) سطح پشتی آن رگهرگه نخودی رنگ است و پهلوهایش راهراه عرضی بلوطی رنگ دارد . هنگام راه رفتن قوز می کند و به محض احساس خطر فورا چمباتمه می زند ، بعد در حالی که سر خود را بالا می گیرد و آماده پرواز است ، بسرعت می دود ، از جوجه قرقاول ؛ دمکوتاهتر و از بلدرچین بالغ ؛ خیلی بزرگتر و کمرنگتر است .
نام انگلیسی : Common Partridge
30 سانتیمتر ؛ این پرنده مانند همه کبکها ماکیان شکل و دارای بدنی نسبتا گرد و فربه است ، بالهای کوتاه و گرد و دم کوتاه خرمائی رنگ دارد ، به وسیله صورت بلوطی مایل به نارنجی کمرنگ و گردن وسینه خاکستری مشخص می شود . پرنده نر علامتی نعلی شکل به رنگ بلوطی سیر در پایین سینه دارد ، ( در پرنده ماده نیز اثری از این علامت به چشم می خورد ، در حالی که سینه پرنده نابالغ ، رگهرگهدار است ) سطح پشتی آن رگهرگه نخودی رنگ است و پهلوهایش راهراه عرضی بلوطی رنگ دارد . هنگام راه رفتن قوز می کند و به محض احساس خطر فورا چمباتمه می زند ، بعد در حالی که سر خود را بالا می گیرد و آماده پرواز است ، بسرعت می دود ، از جوجه قرقاول ؛ دمکوتاهتر و از بلدرچین بالغ ؛ خیلی بزرگتر و کمرنگتر است .
زیستگاه :
کشتزارها ، چراگاهها ، زمین های بایر و غیره .
آشیانهاش را در نقاطی کاملا مخفی مانند پای پرچینها و در مزارع گندم و ذرت و امثال آن می سازد
پراکندگی :
کبک چیل از جمله پرندگان بومی ایران است و به تعداد کم دیده می شود . این گونه در معرض خطر انقرض نسل قرار دارد و تا به امروز حرکتی در جهت حمایت از این گونه زیبا و نادر انجام نگرفته است . در ارسباران پیشتر در باغات و گاهی نیز در کوهپایه ها نیز دیده میشود.
دسته ی کبک چیل :

کبک معمولی :
نام انگلیسی : Chukar Partridge
33 سانتیمتر ؛ پرندهای آشنا و فراوان که از تیهو کاملا بزرگتر است و به وسیله سطح پشتی خاکستری ، گلوی نخودی رنگ با نوار حاشیهای پهن و سیاه و با راهراه عرضی و خیلی واضح پهلوها مشخص می شود . منقار و پاههایش قرمز رنگ است . رنگ خرمایی شاهپرهای کناری دمش در پرواز نمایان می شود .
معمولا جفت جفت یا به صورت دستههای کوچکی دیده می شود ، ولی گاهی در زمستان گلههای بزرگی تشکیل می دهند . هنگام احساس خطر کمتر پرواز می کند و بیشتر به سمت سربالایی کوهستان می دود . در بهار و تابستان پرندهای پرسر و صدا است.
تقریبا همیشه در دامنهها و شیبهای کوهستانی باز و سنگلاخ یافت می شود و معمولا در نواحی پردرخت دیده نمی شود . در نواحی خشک اغلبا صبح زود و یا عصر در اطراف چشمهها جمع می شوند .
در میان بوتههای کوتاه بین صخرهها آشیانه می سازد .

پراکندگی :
کبک پرندهای است بومی ایران و از جمله پرندگانیست که به رغم کاهش قابل توجه آنها در طی
۲۵ سال گذشته ، هنوز به تعداد فراوان در ایران زادوولد می کند ، شایان ذکر است ، این پرنده از جمله پرندگان حمایت شده است .
کبک و جوجه هایش :


لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها ولهم اذان لا يسمعون بها اولئك كالانعام....
قلب دارند اما نميفهمند ، چشم دارند اما نميبينند و گوش دارند اما قادر به شنيدن نيستند ، آنان مانند چهارپايانند ...
از اين آيه در مي يابيم كه ملاك امتياز انسان و حيوان قلبي است كه دريچه هايش به سوي وجود گشوده شده باشد . چشمي كه معنويات را ببيند و گوشي كه نداي حق را بشنود اگر چنين نبود چهار پائي را مي ماند كه رو به سوي چمنزار طبيعت دارد
مقام قلب ، مقام عرش است و تنها موجودي كه قابليت درك عوام بي نهايت را پيدا كرده ، انسان است .....
صوفي با مريدش در يكي از صحراهاي آفريقا سفر ميكردند ، شب كه شد خيمه اي برافراشتند و درار كشيدند تا دمي بياسايند ....
مريد گفت : چه سكوتي ، مراد گفت : هرگز نگو چه سكوتي هميشه بگو نميتوانم به صداي طبيعت گوش دهم .
پس از ثبت دماوند به عنوان نخستين اثر طبيعي در فهرست آثار ملي كشور، مجله UPDATE كه متعلق به اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت (IUCN) و كميسيون جهاني مناطق حفاظت شده (WCPA) است، تصوير اين كوه را بر روي جلد پنجاه و نهمين شماره خود منتشر کرد. در بخشي از متني که در اين مجله درباره کوه دماوند منتشر شده ، آمده است: خبر خوشي مبني بر ثبت كوه دماوند به عنوان اولين ميراث طبيعي ملي از ايران رسيده است كه اين موضوع مسير انتخاب و ثبت اين مكان را در فهرست ميراث جهاني هموار مي کند... در راه تبريز و بر فراز رشته کوه البرز ، چند دقيقه اي محو تماشاي کوهها و رشته کوه ها بودم.
پلک نمي زدم. نگاه مي کردم و لذت ميبردم.
ياد جملاتي از کتاب روز شمار کاتالونيا از استاد مير جلاالدين کزازي افتادم.
...رشته کوه هائي شگفت ، ماز در ماز ، پيچ در پيچ ، راز در راز از ابرها ي انبوه و تو در توي پديد آمده بود که در هم فرو مي رفتند و از هم بر مي آمدند و هزاران گوشه ، صدها بلندي و پستي پديد مي آوردند. جهاني يکسره سپيد و اثيري که جهاني ناشناخته و فرا زميني مي مانست در ستاره اي جنبان از کهکشاني دور، در ژرفاي کيهان.
عکسي بهتر از اين نداشتم.

از وبلاگ بلند بالا
دوره مقدماتي پزشكي كوهستان با اون همه شرايط و سختيها مهرماه گذشته تو سمنان برگزار شد و هفت نفر از بچه هاي هيات تو اين برنامه شركت كرده بودن
اما بشنيد از دوره متوسطه كه براي اولين بار در ايران برگزار ميشد . اين دوره ديروز تمام شد البته اين برنامه خيلي كامل تر از اولي بود
اينبار تعداد ۵ نفر شركت كرده بودن: من و جواد جان و مرتضي اماميون به همره خانمها حاجيان و عبدالشاهي .... حضور آقاي كاظم فريديان اولين و تنها فاتح قله "كي ۲ " به عنوان يكي از شركت كنندگان بسيار جالب بود
همينطور آقاي كدخدائي پيشكسوت معروف كوهنوردي و همچنين حضور سرپرست تيم اعزامي به نانگاپاربات كه متاسفانه فاميليشونو يادم رفت ار نكات قابل توجه بود كه اهميت اين كلاس رو چند برابر ميكرد .
مباحث گفته شده بسيار تكميل و جالب بود : از روانشناسي گروه و سرپرستي اون بگير تا صعود پيشكسوتان و بانوان باردار و بچه هاي خردسال ...
مباحث بيماريهاي ارتفاع هم تكميلتر شد همين طور بحث تغذيه كه اصلا ما رعايت نميكنيم
فرمولهاي محاسبه انرژي كه بعدا حتما براتون ميگم
شكستگيها پارگيها در رفتگيها ،
بيماريهاي خاص ارتفاع مثل ديابت ، صرع ، فشار خون و ... بررسي شد و چگونگي برخورد با حادثه هايي كه اين افراد باهاش مواجه ميشن ...
و كلي مطالب ديگه كه سعي ميكنم براتون در پستهاي بعدي بذارم ...
همايش كوهنوردي بسيجيان كشور همزمان با سراسر ايران در دامغان ( مهد كوهنوردي استان ) نيز برگزار ميشود .

اين همايش با همت نواحي بسيج استانها ، كانون دانشجويان بسيجي دانشگاهها و هيات كوهنوردي دامغان برگزار ميشود
زمان حركت ۱/۹/۱۳۸۷ راس ساعت ۷ صبح از مقابل سپاه دامغان واقع در خيابان پاسداران خواهد بود .
حضور همه علاقه مندان بلامانع ميباشد
پیمایش مسیر جنگلی کوهستانی دامغان تا نکا
به قلم محمد رضا قانع پور ( قسمت دوم )
كمپ انتخابي اولمان قرار بود محل آرام گوسفندان به مالكيت آقاي احمدي يكي از اهالي مالخواست باشد اما به دلايلي نشد
با رسيدن به اولين چشمه آب به نام" سنگ در " با اتفاق عجيبي روبرو شديم.آقاي احمدي و همكارانش به اتفاق گله گوسفندان در حال فرود از دره بودند و گفتند مجبوريم به جهت پشم چيني ذو انتقال محصولات حدود 8 تا 10 روزي به روستا ( مالخواست ) بر گرديم و اولين اميدمان ...
اما انگيزه پر رنگ گروه آهنگصعود را نه تنها كاهش نداد بلكه بماند كه...
حدود ساعت 01/8 به بنه رسيديم خيلي غم انگيز بود از صداي سگ و گوسفندان و زنگوله هايشان كه هميشه اميد بخش بود خبري نبود اما درب كلبه چوپان باز بود و به پيشنهاد آقاي احمدي قرار بود شب را آنجا به صبح برسانيم اما استقبال ساس و كنه ها ما را ازآنجا فراري داد
شب غير مهتابي و هدلايت خراب بچه ها جهت فرود از دره شمالي كمي اضطراب آوربود اما ..
به راهنمائي يكي از اعضا گروه در محل چشمه واقع در ضلع شمالي چال سرگاه قرار شد شب را در آنجا به صبح برسانيم
به مصداق " ولا رتب و يا بس الا في كتاب مبين " و به حضور شبانه در محلي كه جز خدا كسي نبود ميخواستيم شب را به صبح برسانيم
سكوت منطقه ، درخشاني ستارگان ،داي آب و عدم حضور ماه ، زمينه شب ماني زيبائي را فراهم آورده بود و حس اينكه و خدائي كه در اين نزديكيست لاي آن شب بوها ما را قلقلك ميداد
در دو برنامه اخير هيات كوهنوري در سراشيبي تپه ، مكاني به وسعت 2 در 6 متر مسطح شده بود كه با پيشنهاد اعضا به نام مسجد امام رضا نام گذاري شده بود كه جهت شبماني انتخاب شد
حس عجيبي در آن سكوت بود .نماز ، شام ساده و چاي در كنار آتش ...جايتان خالي
نصب چادر دقايقي بعد انجام شد و پس از آن خاطرات دوستان در كنار آتش و باز شب و سكوت .گرم و خسته بوديم اما ميل خواب كمرنگ بود
سرماي صبح و نماز در فضاي عطراگين كوهستان ما را به موقع بيدار نمود .مه مامي منطقه و دره و مسير حركت را در بر گرفته بود . بسيار رويايي بود ...
از آتش شب گذشته جز چند تكه ذغال نيمه روشن چيزي بر جاي نمانده بود . با همت دوستان جمع نمودن چادر و صرف صبحانه و چاي به سرعت اتفاق افتاد
شروع حركت با ديدن چشمه هاي متعدد و گياهان با برگهاي نسبتا بزرگ و به قطر تقريبي 80 – 90 سانت ما را در خود غرق نموده بود اما اين خوشحال به رسيدن به اولين مجموعه آبشار بين 1 تا 15 متر تبديل به يك هيجان بسيار و ترس شيريني شد
با افزاش ابرها در منطقه و شروع اولين صاعقه ها و همچنين با توجه به شرايط فيزيكي و باريك بودن شديد دره و مخاطرات سيل احتمالي به دامنه سمت غرب منطقه كه واقعا سراشيبي وحشتناكي با زاويه حدود 60 درجه بود پناه برديم
اين احساس آرامش و طي دره هاي متوالي با روحيه اعضاي گروه چندي نپائيد كه به منطقه پوشيده از تمشك و بوته هاي خار رسيديم
با هر خطا و عمل اشتباه بدن با خارها نوازش ميشد اما چه دلنواز ، سكوت ، زيبائي ، آرامش درختان غول آسا و ..فتبارك الله احسن الخالقين همه تسبيح گوي و خاموش .. والشمس و القمر يسجدان
پيشنهاد صرف چاي در شرايط خستگي ، كار طاقت فرسا ، رطوبت بالاي منطقه و سنگيني كوله ها حتي بهانه چند دقيقه به زمين گذاشتن كوله ها بسيار دلچسب بود
طي مسير ، با افزايش شيب و مشكل شدن مسير، به باز گشت به مسير اول يعني آبشارهاي كف دره منتهي شد
افزايش تراكم ابرها و حالت شرجي بودن هوا و شروع قطرات ريز باران هر لحضه ما را را از نظر بروز ناگهاني سيل نگران ميكرد اما بحمدالله تا رسيدن به اولين سه راهي جنگلي كه نسبتا منطقه بازتري بود مشكلي پيش نيامد ( حدود 15/10 ) براي اولين بار اثري از حضور انسان يافتيم ( درج عدد 31 با رنگ بر روي چند درخت تناور ) اما اين اتفاق نيفتاد و شايد اين اولين بار بود كه به نعمت حضور انسانها و نياز به حضور آنان پي برديم با مشاهده اولين مسير پاكوپ جنگلي اميدمان دو چندان شد . سرگروه كه با جي پي اس فرضي و براي اولين بار اين مسير را طي مينمود تقريبا از استرس خارج شده بود . خلاصه در جهت حركت آب ادامه مسير داديم
حدود ساعت 13 بود كه به انگيزه پذيرائي مختصر ( كمپوت اناناس ) و چند عكس ، گروه متوقف شده خوشبختانه ديري نپائيد كه به جهت مصدوميت سر گروه مجبور به صرف ناهار و ادا فريضه نماز شديم و به همين جهت 2 ساعتي در جنگل به بدنسازي پرداختيم
در شرايط آماده سازي غذا ( جاي شما خالي ...كباب )براي اولين بار مشاهده پير مرد جنگل بان و همسرش ما را شگفت زده كرد و به طور غير هماهنگ همگي يك سوال را پرسيديم : عمو جان سلام تا اولين روستا چقدر راه داريم ؟...( ادامه دارد)
|
ردیف |
تاریخ |
موضوع |
منطقه |
ساعت حرکت |
سرپرست |
|
1 |
19/7/1387 |
پیمایش جنگل |
سرخ گریوه |
6 صبح |
آقای منصوریان |
|
2 |
3/8/1387 |
صعود |
قله شاهدژ – فولاد محله |
6 صبح |
مهندس صفاری |
|
3 |
17/8/1387 |
کوهپیمائی |
چشمه قل قل - دروار |
30/6 صبح |
آقای معصوم آبادی |
|
4 |
1/9/1387 |
صعود |
لب نسار – طزره |
30/6 صبح |
آقای امامیون |
|
5 |
15/9/1387 |
صعود |
سرچشمه دیباج به نسروا |
7 صبح |
آقای فکوریان |
|
6 |
29/9/1387 |
کویر پیمائی |
کویر حاج علیقلی – حسن آباد |
7 صبح |
آقای سعیدی |
|
7 |
13/10/1387 |
کوهپیمائی |
دره سیاه پره –سیاهپره |
7 صبح |
آقای منصوریان |
|
8 |
27/10/1387 |
صعود |
سه چله سو – کلاریز |
7 صبح |
آقای معادی |
|
9 |
11/11/1387 |
کوهپیمائی |
رزمجا – طزره |
30/7 صبح |
مهندس تقی پور |
|
10 |
25 /11/1387 |
کوهپیمائی |
دره برد |
7 صبح |
مهندس محمد تقی قانع پور |
|
11 |
9/12/1387 |
صعود |
انبان کوه – آستانه |
7 صبح |
مهندس محمد رضا قانع پور |
|
12 |
23/12/1387 |
کوهپیمائی |
سرخ چشمه – چشمه علی |
7 صبح |
آقای حیدری هائی |
برنامه آقایون ثبت نام قله درفک( فقط خانوما)
پیمایش مسیر جنگلی کوهستانی دامغان تا نکا
به قلم محمد رضا قانع پور ( قسمت اول )
از زماني كه هيأت كوهنوردي دامغان از ارتفاعات چال سرگاه ( ضلع شمالي باداب سورت ) بازديد نموده بود روياي طي مسير دره چشم نواز شمالي مشرف به منطقه با چشمه هاي آب فراوان و درختان سر به فلك كشيده و مناطق بكر آنجا كه حتي اهالي محل و چوپانان نيز اطلاعات درست و كاملي از آنجا نداشتند ، وجود مشتاقان را مشعوف نموده بود تا اينكه حدود نيمه دوم مرداد ماه و صعود هيآت به ارتفاعات باداب سورت ، زمينه و انگيزه بيشتر طي مسيري كه تا كنون هيچ گروه كوهنوردي يا غيره آن را طي ننموده بودند را فراهم نمود...
برنامه هاي بدنسازي گروه ( دو صعود سرعتي و قدرتي از فيخار به قله ملك و طي مسير از صخره زيباي فيل پيشاني تا روستاي آهوانو و از فيخار تا منطقه مهرنگار جاي هيچ گونه ترديدي را نمي گذاشت كه آن رويا را محقق كنيم اما به جهت عدم آمادگي هيأت شهرستان و ناشناخته بودن منطقه و مخاطرات احتمالي ، تيم از نظر فني ، ابزار و وسايل پزشكي تجهيز گرديد و تيم سه نفره متشكل از آقايان محمد رضا قانع پور ( سرپرست تيم ) عباس ( سيامك) هراتيان و محمد تقي حيدري هائي تشكيل شد.
پس از به عمل آوردن هماهنگیهای لازم با هیأت شهرستان و جناب آقای تقی پور ، دبیر محترم هیأت ، و اداره تربیت بدنی دامغان در تاریخ 6/6/1387 و مصادف با هفته دولت برنامه شناسائی و صعود خود را آغاز نمودیم
دوست عزیزمان امیر خواهر زاده یکی از اعضا تیم ما را تا منطقه شروع یعنی باداب سورت بدرقه نمود
تقریبا هر یک از کوله پشتیها بین 25 تا 30 کیلوگرم وسیله و ابزار صعود ، وسایل شب مانی و کیسه خوابها و ...را در خود جای داده بود .
ساعت 40/5 دقیقه دره مجاور باداب سورت را به قصد صعود به یال ( چال سرگاه ) ترک نمودیم . شرایط آب و هوائی مطبوعی بر منطقه حاکم بود اما به جهت سنگینی کوله ها کمی ابتدای مسیر دشوار مینمود . ادامه دارد ....